بهترین وبلاگ


رمان پناهی از جنس تو 14 - بهترین وبلاگ




بهترین وبلاگ رمان پناهی از جنس تو 14 قسمت چهاردهم از خاکستری ها و عسلی های لا به لای نگاهش هیچ نمی فهمم که نگاهش رو جدا می کنه و پیاده میشه ... در رو به حدی استوار میبنده که قلبم می لرزه از تکون ماشین غول پیکرش ... مشت دستانم این بار باز نمیشه و من تنها نفس گود می کشم... تو اینطور به آرامش میرسی مرد خشمگین و چرا راهکارت روی من پرتو نداره... دوباره نفس می کشم و پشیمون میشم از تلافی بچه گانه ای که حق مرد خسته و گرفتار این روزها نبود...سرم رو به پشتی صندلی فراخ و راحتش تکیه میدم و میبینم نرگس هارو که دور میشن و من چقدر دلم میخواد بدوم دنبال پسرک و یک دسته ی پُر گل نرگس بخرم سرای رمان

رو

,

تو

,

نگاهش

,

رمان

,

کشم

,

مرد

,

نرگس

,

ها

,

عسلی

,

های

,

لا

,

لای

,

پناهی

,

نمی

,

فهمم

,

14

,

جدا

,

کنه

,

پیاده

,

میشه

,

حدی

,

استوار

,

میبنده

,

قلبم

,

لرزه

,

تکون

,

ماشین

,

غول

,

پیکرش

,

مشت

,

دستانم

,

بار

,

باز

,

نمیشه

,

گود

,

جنس

,

اینطور

,

آرامش

,

میرسی

,

رمان+پناهی+از+جنس+تو

,

رمان+پناهی+ازجنس+تو

,

رمان+پناهی+از+جنس+تو

,

رمان+پناهی+از+جنس+تو

,

رمان+پناهی+ازجنس

,

رمان+پناهی+از+جنس+تو+

,

+رمان+پناهی+از+جنس+تو

,